تبليغاتX
پاتك

 

بسم الله

هر بار که حرم می روم یک سوال بیش از قبل در ذهنم شکل می گیرد؛

چرا آستان قدس به جای این همه هزینه که جهت رسیدگی به ظاهر حرم می کند،بخشی از آن را صرف سرمایه گذاری فرهنگی نمی کند؟

به قول یکی از دوستان برای تمییز کردن یک لوستر حرم 4نفر خادم با کلی دم و دستگاه مخصوص ،درگیر می شوند،اما....

تازگی ها کارهای خوبی در حال انجام است؛مثلا مکان هایی که برای راهنمای زائر در برخی صحن ها مثل صحن جامع رضوی،تعبیه کرده اند،که البته کمترین کار ممکن و در حال حاضر مشهود ترین کار است!

این همه وقتی بیشتر به چشم می آید که ما می بینیم هر ساله حجم بالایی از مسافر خارجی و داخلی به مشهد و حرم مطهر می آیند و این یعنی ظرفیت بالا و آماده جهت صدور بخشی از فرهنگ ناب اسلامی- ایرانی.

و ضمن اینکه حضرت امام رضا(علیه السلام)بخش عظیمی از وقت خود را صرف کارهای آموزشی- فرهنگی نمودند.

-------------------------------

پ.ن1: کاش همان رسیدگی  ظاهر، هم درست انجام شود،بنظرم دوستان مشهدی باید سنگ فرش کردن بیرون باب الرضا و بعد تراشیدن بخشی از لایه رویین سنگ ها را بخاطر داشته باشند!(بخاطر سُر بودن سنگ ها در هنگام ریزش برف این کار صورت گرفت!)

پ.ن2: شاید گفته شود موقوفات بسته به نیت واقف هزینه می شود؛مثلا یکی وقف می کند عایدی زمینش خرج خرید فرش برای حرم شود،این درست است،اما واقعا نمی توان روی فرهنگ وقف کار کرد ؟آن هم در حال حاضر که ضرورت سرمایه گذاری روی بخش فرهنگ بسیار بالاست.

پ.ن۳:استاد پناهیان: گفتمان امام هادی قلب گفتمان غرب را هدف گرفته است.

آنان که نام پاک تو را، خوار برده اند
 قی کرده اند قوت حرامی که خورده اند

برخی معتقدند در قبال این حادثه باید سکوت کرد و آن را بی ارزش نشان داد.شاید اگر حضرت امام چنین فکری می کردند حکم ارتداد سلمان رشدی صادر نمی شد....

اما صرف موضع گیری کفایت نمی کند.کار فکری-فرهنگی می طلبد از همان نوع کار هایی که حضرت اقا به خاطر بر زمین ماندنش معتقدند اگر نیمه شب از خواب بیدار شویم و تضرع نماییم رواست...

اهمیت این نکته با خواندن پاسخ شاهین نجفی(خواننده ترانه توهین آمیز)بیشتر آشکار می شود.

پ.ن۴: هنوز هفته زن تمام نشده پس :

ایام مبارک باشد.

اصلا مهم نیست اینکه پیام زده می شود مرگ دست خداست و....

پ.ن۵: احتمالا تا مدتی قریب به چندین روز حضورم در اینجا کمرنگ تر شود(احتمالا محو!!)؛ انتخاب موضوع پایان نامه و بعد سروکله زدن برای تصویب موضوع (آن هم با کسانی که معتقدند پایان نامه را باید به اندازه واحد هایش تحویل گرفت!!!)،تحقیقات، درس های روی زمین مانده و.... مجال کمی باقی گذاشته است.

 

به کسی نگیرم الفت به جهانیان به جز تو

وگرم تو هم برانی سر بی کسی سلامت...

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 19:16 توسط smr |

 

بسم الله

1. دور دوم انتخابات فرا رسید و در مشهد باید از میان چهار کاندیدا دو نفر انتخاب شود؛

آرین منش

بحرینی

شریعتی

کریمی

2. در مورد آقای بحرینی تقریبا مطمئن هستم ،اما در مورد نفر دوم تردید دارم .

 تک رای نخواهم داد ؛خلاف آنچه برخی دوستان به بنده سفارش کردند ،هر چقدر هم در مورد آقای کریمی مردد باشم بنظرم بهتر از سایرین خواهد بود.

------------------------------------

پ.ن1: در مواضع آقای بحرینی نسبت به دور اول قاطعیت بیشتری مشاهده می شود؛ان شاءالله پایدار بماند.

پ.ن2:در مورد لیست "هوالمطلوب" و حواشی پیرامون آن باید مشخص شود منظور از این بحث ها اثبات چه نکته ای است؟

پ.ن3:آقای بحرینی شاید این ایام بسیار در معرض تخریب و... قرار گرفته باشند ،اما اتفاقی که در نشست انتخاباتی در دانشگاه فردوسی رخ داد بنظر شایسته جایگاه دکتر بحرینی نبود؛گرچه که این عمل از سوی وابستگان ایشان صورت گرفت ؛بعد از جلسه بسیار تلاش کردم دیدگاه افرادی را که بخاطر این عمل نسبت به دکتر بحرینی بدبین شده بودند تغییر بدهم!

پ.ن4:این روزها به سایت هایی مثل جهان نیوز و رجا نیوز و ... که سر می زنم ، از آشفته بازار دنیای سیاست بیش تر دلم می گیرد ،پدر و مادر که ندارد ؛انگار دین و ایمان هم در آن به حراج گذاشته می شود....همه هم ادعای ولایتمداری دارند،متاسفانه!

 پ.ن۵: و اما خانم شریعتی....

همان بهتر که سکوت اختیار کنم!

زمانه بر سر جنگ است یا علی مدد

مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مدد

 

 

 


برچسب‌ها: انتخابات مجلس
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 23:40 توسط smr |

بسم الله

در زندگی زهرای اطهر(سلام الله علیها(... یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف، و بین وظایف یک انسان مجاهد ِغیور ِ خستگی ناپذیر در برخوردش با حوادث ِ سیاسی مهم بعد از رجلت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) که به مسجد می آید و سخنرانی و موضع گیری و دفاع می کند و حرف می زند و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و مِحنت پذیر و سختی تحمل کن است ،از یک طرف دیگر، همچنین از جهت سوم، یک عبادت گر و بپادارنده نماز در شب های تار و قیام کننده لله و خاضع و خاشع برای پروردگار است ...

این سه بعد را با هم جمع کردن نقطه درخشان زندگی فاطمه زهرا(سلام الله علیها)ست... این الگوست؛الگوی زن مسلمان این است.

زن مسلمان باید در راه فرزانگی و علم تلاش کند؛ در راه خودسازی ِمعنوی و اخلاقی تلاش کند ؛در میدان جهاد و مبارزه - از هر نوع جهاد و مبارزه ای- پیش قدم باشد؛نسبت به زخارف دنیا و تجملات کم ارزش ،بی اعتنا باشد؛عفت و عصمت و طهارتش در حدی باشد که چشم و نظر هرزه بیگانه را به خودی خود دفع کند؛در محیط خانه،مایه آرامش و آسایش محیط خانواده باشد....

) انسان 250ساله- صص107و111)

-------------------------------------------------------------------

پ.ن1:سوار آسانسور مترو شدیم؛خانمی کنارمان ایستاده بود و هندزفری در گوش،معلوم بود از ورزش صبحگاهی در پارک ملت می آید، نگاهی به من و دوستم انداخت و پرسید :دانشجو هستید؟

گفتیم :بله.

گفت :شما قراره آینده سازهای این مملکت بشید؟

خنده ام گرفته بود،گفتم :احتمالا!

گفت: با همین سرو وضع؟

با تحیر نگاهی به سرو وضع خودمان کردیم؛همه چیز تقریبا طبیعی بود،جز... تا آمدم سرو وضعم را در ذهنم تحلیل کنم،خودش ادامه داد: با همین لباس 1400 پیش؟ الان عصر تکنولوژی و پیشرفته با این لباسای قدیمی نمی شه کاری کرد،یک کم به روز شید!

آسانسور به طبقه بالایی رسیده بود ،گفتم: این نظر شماست!

گفت :خب ما هم داریم در این جامعه زندگی می کنیم.

گفتم:خب ما هم زندگی می کنیم؛نظر شما برای خودتان باشد،نظر ما هم برای خودمان!

وقتی به عمق حرفی که زد فکر کردم،از شنیدن این کنایه خیلی خوشحال شدم؛اینکه نشانه ای از 1400پیش، از کسی ، با تو باشد،شیرین است... حتی اگر قدیمی باشد...حتی اگر ذهن ساده اندیش این ها گمان کند با چادر نمی توان به پیشرفت رسید و به پیشرفت رساند؛تاریخ گواهی می دهد برترین زنان که بود؟پس دیگر نیازی به مقایسه ندارم بین خودم و آنهایی که این نماد 1400پیش را ندارند....

چادر برای من پرچم است؛پرچم عقیده... و محبت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) استوار کننده ی این عقیده است.

ضمنا حرفی که ما نداریم(امر به معروف در زمینه حجاب)،آنها دارند!!

پ.ن2:هنوز شیعه مظلوم است؛مظلومیتی که با از دنیا رفتن رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)شروع شد و در امتداد تاریخ جریان یافت،تا همین امروز که "بحرین" نماد این مطلومیت است....

یا محمد تو بگو با غم و ماتم چه کنیم؟

روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم؟

پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است

یا محمد دل این قوم برایت تنگ است

برقعی


------------------------------------------------

الســلام علیــــکِ یا فاطــــــــــــــــــمه الــــــــزهــــــــــــــرا(سلام الله علیها)




برچسب‌ها: فاطمیه, حضرت زهرا
+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 6:51 توسط smr |

بسم الله 



چشم به راه آسمانم ؛

ولی شاید معجزه رحمتت نزدیکتر از رگ های گردنم باشد....


-------------------------------------------------------------------------------------

یا فاطمه الزهـــــــــــــــــــــــرا (سلام الله علیها)



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 22:21 توسط smr

بسم الله

والعصر. ان الانسان لفی خسر...

تب تفکر اصلاح جامعه انگار بناست دامان ما را بسوزاند...

مسیر برگشت بود ،داخل قطار نشسته بودیم ،27 ساعت راه تا مشهد...

یکی از بینمان مهندسی می خواند،بحث کشیده شد به اینکه در محیطی کار می کند که ناچار به حضور در میان پسرهاست و باز بحث کشیده شد به اینکه باید در دانشگاهها و در برخی رشته ها سهمیه بندی کرد و اینکه چه لزومی دارد یک دختر مهندسی بخواند آن هم مثلا از نوع عمران یا...؟!

رشته هایی که اگر بعد از فارغ التحصیلی سر کار نروی بدرد زندگی ات نخواهد خورد،و اگر سر کار های این مدلی بروی خودش قصه ای جدا دارد !

یکی(قبل تر ها) در جواب گفته بود اگر دختران ارزشی وارد نشوند،میدان دست دیگران می افتد...

آنچه من می فهمم این است که طبیعت زن ،بعضی از فعالیت ها را قبول نمی کند،از طرفی بعضی از فعالیت ها هم طبیعت زنانه را قبول نمی کند. درست مثل فعالیتهایی که طبیعت مردانه را پس می زند.

و این مشکل بدون اینکه بخواهد تلفات آن چنانی داشته باشد با یک مطالبه جدی حل می شود...

مشکلات دختران را خود دختران میتوانند حل کنند و این(اصلاح سیستم آموزشی کشور) یکی از آن هاست.

وقتی سعادت و شقاوت جامعه در دستان زنان است،باید بیش از این تلاش کرد.

باید جایگاه خودمان را به خودمان بشناسانیم و بدانیم که یا عامل صعود هستیم و یا عامل سقوط؛ یا آسیه و مریم می شویم و یا همسر نوح و لوط ...

چرا که راه میانه بین انقلابی بودن و گرگ شدن،گوسفند ماندن است!

--------------------------------------

محرم و فاطمیه برایم بزرگ است ؛مثل کربلا...

روضه خوان گفت تو را کرب و بلا خواهم برد

هر که دارد هوس خون جگر یعنی چه؟

روضه خوان گفت زنی پشت دری...اما بعد...

تو بیا ترجمه کن سینه و در یعنی چه؟

یحیی نژاد سلامتی

پ.ن1: پیام های پست قبل ناخواسته حذف شد...

اگر قبول کنند ،سلام همه رفقا را رساندم ...

پ.ن2: شاید منطقی این بود که سفرنامه می نوشتم،اما از کربــلا نوشتن کار من نیست...

ان شالله قسمت همه آنهایی که نرفته اند بشود ،سفر بزرگیست که اگر ظرف وجود انسان کوچک باشد،بهم خواهد ریخت؛درست مثل من....

از کربلا به دوکوهه فرستادنمان تا مثل سال های دفاع مقدس از آنجا راهی میدان شویم...

پ.ن3: چقدر سخت است بعد از حدود 20 روز به زندگی روزمره برگردی در حالیکه تقریبا از همه اخبار بی خبر هستی ،به ناچار باید مدت زیادی سایت ها و خبرگزاری ها را رصد کنی!

پ.ن4:ان شالله فرصت شود و بتوانم به وبلاگ دوستان سر بزنم.




برچسب‌ها: سهمیه بندی رشته ها, فاطمیه
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 18:10 توسط smr |

بسم الله

همیشه وقتی می خواهم بروم غصه برگشتن رهایم نمی کند و الان دارم فکر می کنم اگر دوباره رفتن نبود، تعطیلات جانکاه عید را چه می کردم؟

امیدوارم قبول کرده باشند....

-------------------------------------------------

پ.ن1:تقریبا هر بار که رفتم راهیان نور یک اتفاق ویِژه برایم رخ داده بود و امسال فکر می کردم چه اتفاقی در این سفر ممکن است بیفتد؟

روزهای آخر اردو خیلی بیشتر از قبل ذهنم درگیر این سوال بود که بالاخره پاسخش را گرفتم، آن هم روز آخر اردو و روز اول سال....

جنت آباد نامیست که فراموشش نخواهم کرد ...

پ.ن2: مهربانیشان زبانزد است؛اما من خودم را لایق این مهربانی نمی دانم .....

 من کجا و کربـــلا کجا؟

خاک های کربلای ایران را نمی تکانم تا شاید به برکت آن خاک ها لایق دیدار شش گوشه شوم...


پ.ن3:اگر طلب کنند بناست امشب راهی شویم...



+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 8:28 توسط smr |

بسم الله

باید از محشر گذشت؛

این لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست،گوهر روشن دل از آنِ جهانی دیگر است...

با دل من آسمان ها نیز تنگی می کنند...


می رویم ،وعده ی آنجا که با هم روز و شب را آشتی است؛

صبح چندان دور نیست....

-------------------------------------------------------------------

خیلی وقت است دلم هوای رفتن دارد...

هوایِ هوایِ دوکوهه(اگر قسمت شود)....

می دانم با هر بار رفتن مسئولیتم مضاعف می شود؛اما خدا خودش مرا بهتر می شناسد،قبل تر ها از این دست کارها انجام داده بودم،گویا:

" انا عرضنا الامانه على السموات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها

و حملها الانسان

انه كان ظلوما جهولا"


پ.ن1: اگر راهی دیار نور شدم سال تحویل ان شالله اروند یا شلمچه خواهم بود.

پ.ن2:التماس دعا




برچسب‌ها: راهیان نور, شهدا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 14:27 توسط smr |