یکسال در نبود تو حسرت کشیده ام....


بسم الله

این سگ کثیف* دوباره هار شده است....

هنوز صدای "هل من ناصر ینصرنی" را می شود از ورای قرن ها شنید؛ چرا که تاریخ تکرار می شود....

"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"

---------------------------- 

سید مرتضی آوینی!

کجایی راوی فتح؟

دلم این روزها به فتح خون تو خوش است که در آن چنین دلداریم دادی:

"قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: كل یوم عاشورا و كل ارضٍ كربلا... این سخنی است كه پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.

... و تو ، ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اكنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار می كشد تا تو زنجیر خاك از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان ، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی... یاران! شتاب كنید ، قافله در راه است . می گویند كه گناهكاران را نمی پذیرند ؟ آری، گناهكاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند . آدم نیز در این قافله ملازم ركاب حسین است ، كه او سرسلسله خیل پشیمانان است "


به حتم مرا نیز عاشورایی است....

-------------------------------------------------------

من و ماه حسین.... الحمدلله

یکسال پشت  پای گناهم دویده ام

یکسال در نبود تو حسرت کشیده ام

حالا شکست خورده کرببـــــــــــلا منم

حالا به سرزمین محـــــــــــرم رسیده ام

با شانه ای که دست تو بر آن کشیده شد

بار گناه این ور و آن ور کشیده ام

خدا عزادار واقعی و شیعه حقیقی حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) قرارمان بدهد.
ان شاءالله برای کربلا نرفته ها، زیارت شش گوشه قسمت شود....برای ما هم....دوباره......
------
* اسرائیل جنایتکار

این شب ها،مجلس روضه ارباب، میان گریه هایتان، دعا کنید، برای فرج 
برای رهایی نسل بشر از ظلم و جنایت
برای موعودِ منتظِر
برای......

یا حسیــــــــــن(علیه السلام)



برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه فردوسی

بسم الله

1. اگر اشتباه نکنم دو سال پیش بود که برنامه اجرای موسیقی در دانشگاه فردوسی برگزار شد و حواشی بسیاری با خود داشت، عده ای (که بسیجی نبودند، اما بسیجی خوانده شدند؛ به حکم ظاهر) با حضور در مقابل درب آمفی تئاتر پردیس(محل اجرای برنامه) و برپایی نماز و... به نوعی اعتراض خود را با این حرکت نشان دادند.

برنامه ای که مجوزش را دانشگاه صادر کرده بود و البته اجرا هم شد. همان زمان درباره این حرکت و حتی اصل برگزاری کنسرت موسیقی در شهر مشهد وبه تبع آن، دانشگاه فردوسی، حرف های زیادی مطرح شد.

2. امسال ، یکی از مسئولین دانشگاه صراحتا اعلام کرد که اجازه برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه را نمی دهیم.(نقل به مضمون)

3.هفته گذشته تبلیغ برپایی کنسرت موسیقی با حضور "علیرضا قربانی" پخش شد.تبلیغ مبنی بر اعلام زمان برنامه و فروش بلیط.

4. امام جمعه مشهد، ایت الله علم الهدی با بیان اینکه "شهر مشهد از هر گونه برنامه‌های فرهنگی هنری، انواع فیلم‌های اکران شده و کنسرت‌های موسیقی مستثنی شود و اجرای برنامه‌ها با نظارت شورای فرهنگ عمومی استان باشد"، به نوعی مخالفت خود را با برگزاری کنسرت های موسیقی اعلام کرده بودند.

5.چهارشنبه 91/8/17 مسجد جامع حضرت زهرا(سلام الله علیها) در دانشگاه فردوسی(بعد از مدتها) با حضور امام جمعه مشهد افتتاح شد و در این برنامه یکی از دانشجویان خطاب به آیت الله علم الهدی، نسبت به صدور مجوز برای کنسرت موسیقی توسط مسئولین دانشگاه اعتراض کرد.

6.امروز خبر رسید که علی رغم فروش تقریبا تمام بلیط ها (هر بلیط برای دانشجویان فردوسی 14 هزار تومان)،برنامه کنسل شده است.

--------------------------------------------------------------

این اتفاق چند بعد دارد؛

اول- نظری مبنی بر "عدم برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه "؛ مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در مورد ترویج موسیقی اینگونه اظهار نظر کرده است "اگر برنامه‌اي برگزار شود كه فقط كنسرت باشد و برنامه ديگري در آن نباشد ترويج محسوب مي‌شود ولي اگر در كنار برنامه‌هاي ديگر موسيقي هم بود ترويج نيست."+

اما برخی با استناد به صحبت های حضرت آقا که فرمودند  " الان در دانشگاه هاي كشور موسيقي ترويج مي شود؛ نبايد بشود. ترويج موسيقي، كاري است برخلاف مذاق اسلام." برگزاری کنسرت موسیقی را مصداق "ترویج موسیقی در دانشگاه" می دانند.

دوم- عملکرد مسئولین دانشگاه؛ از درست یا نادرست بودن نظری که برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه را ممنوع می داند که بگذریم، می رسیم به اینکه در شهر مشهد و بصورت خاص در دانشگاه فردوسی(با استناد به صحبت مسئولین) بنا بر اجرای کنسرت موسیقی نیست. با این وصف این سوال بوجود می آید که چرا اجازه برگزاری چنین برنامه ای داده شد؟

سوم- عملکرد پس از اشتباه؛ مسئولین دانشگاه حالا که پا روی حرف خود گذاشتند و مجوز اجرای این برنامه را صادر کردند، چرا با وجود فروش بلیط ها تصمیم به تعطیلی این برنامه گرفتند؟گرچه ایشان به نوعی مجبور به تعطیلی شدند، اما با وجود مشخص بودن تمام حواشی، بنظر تصمیم محل تامل است.

---------------------------------------------------------

پ.ن1: این پست صرفا گزارش بود و قصد نداشتم در مورد مجاز یا غیر مجاز بودن موسیقی بحث کنم، محل تامل، رفتار مسئولین(و البته رفتار آن دانشجوی معترض ) است که می توانست مدبرانه تر از این ها باشد، آن هم در این شرایطی که دانشگاه فردوسی دارد؛ در واقع هنوز نارضایتی ها از وضعیت صنفی به قوت خود باقیست،حال این اقدام ، آن هم پس از فروش بلیط ها و در حالیکه گویا مسئولین برنامه اعلام کرده اند وجه دریافت شده در قبال بلیط را باز نمی گردانند، به آن مشکلات اضافه می شود!

الحمدلله در ایجاد بحران توانمندی ها بالاست، ان شاءالله در "مدیریتش" نیز اینگونه باشد!!

پ.ن2: رفتار آن عده ای که در مقابل آمفی تئاتر پردیس تجمع کردند و فردی که در مراسم افتتاح مسجد، آنگونه گزارش داد!، بنظرم از یک جا ناشی می شود، رفتار این ها برایم بی شباهت به رفتار آن هایی نیست که از دین جز ظواهر را نمی دانند....

پ.ن3: هنوز امیدوارم که تصمیم بهتری اتخاذ شود.

پ.ن4: نمایشگاه کتاب در مشهد رو به پایان است، بشتابید(نسبت به سال قبل بهتر بود، اما همچنان جای پیشرفت بسیار باقیست)


دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست




نفسی می آید!

 

بسم الله

اینجا احساس آرامش می کنم، در بین همه صفحاتی که در دنیای مجازی دارم، اینجا برایم آرامش بخش است، درست مثل دفترچه یادداشتم....

گرچه غریبه هم اینجا رفت و آمد می کند،گرچه مزاحمت هم ایجاد کردند(بسیار زیاد)، گرچه دعوا و سر و صدا هم راه انداختند، اما در دنیای مجازی این خانه امن تر است، مخصوصا زمانی که سکوت حکم فرما باشد....

------------------------------

پ.ن:نوشتم تا بودنم را متذکر شوم!

پ.ن۲: قصه ای تکراری:

زمان کم آورده ام!

وبلاگ دوستان که هیچ، وبلاگ خودم هم نظراتش بعد از چند روز تایید می شود! از این بابت یک عذرخواهی بدهکارم...

پ.ن۳: درست از همین یکشنبه احساس می کنم شانه هایم سبک شده اند و شاید اینجا می بایست از رفقایی که روز یکشنبه نبودند و ندیدمشان طلب حلالیت کنم؛ آدمیزاد است و امکان اشتباه و نسیان...حلال کنید، ما هم حلال کردیم:)

پ.ن۴: انتظار برای محرم دارد به پایان می رسد و من نمی دانم خواهم بود تا دوباره زمزمه کنم:

" من و ماه حسین.... الحمدلله"

به دنبال رزق محرم هستم....

پ.ن۵:"عیدگاه" جایی است که انتهایش- یا شاید ابتدایش- چشم هایم را به سمت گلدسته های حرم و گام هایم را به باب الرضا می کشاند.یکی از قدیمی ترین محلات شهر مشهد، در جوار حرم ضامن آهو،میدان بیت المقدس.

و این روزها برای تسکین دلتنگی ، از این راه به سمت حرم می روم، گرچه انتظار ِرسیدن به حرم را طولانی تر می کند،اما این انتظار  سخت تر از انتظار برای دوباره زائر شدن نیست.....این کوچه برایم عجیب تداعی گر ورودی به حرم حضرت علی(علیه السلام) است....

از صدای موج سرشارند و با ساحل دچار

گوش ماهی ها چه می فهمند اقیانوس را؟

 

 

لَنَبْلُوَنَّكُمْ

 


 وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ*

 الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ*

 أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ*


۱۵۵،۱۵۶،۱۵۷ سوره بقره


و قطعاً شما را به چيزى از [قبيلِ‏] ترس و گرسنگى، و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را:

[همان‏] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، مى‏گويند: «ما از آنِ خدا هستيم، و به سوى او باز مى‏گرديم.»

بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم‏] خود ايشانند.

 


قرآن برنامه زندگی است؛

و این آیات نشان دهنده "سبک زندگی" یک مسلمان در هنگام سختی است.

پ.ن: معنای  این پست این نیست که کاری نکنیم ؛کارهای زیادی روی زمین مانده که اگر به سمت انجامش حرکت کنیم اوضاع بهتر می شود.

 

التماس دعا

 

آرام، لطفا!

بسم الله

شاید نیاز به مقدمه چینی نداشته باشد آن چه که این روزها دارد رخ می دهد....

غم انگیز است؛

و شاید این تنها وصفی باشد که می توانم بیان کنم....

دچار بیماری افراط و تفریط هستم و البته نیاز به کمی بصیرت داریم.

دوست ندارم تشبیه کنم ، اما هر کس از راه می رسد لگدی می زند، بی توجه به اثرش.

قطعا و یقینا ضعف و مشکل وجود دارد، بخشی اش مربوط به وضعیت جهان و بخشی اش ناشی از مدیریت نامطلوب، اما این ها هیچ کدام دلیل قانع کننده ای برای رفتار برخی از چهره های ارزشی در نقد بی مهابای دولت نیست.

اصل اولی و مهم در شرایط فعلی حفظ آرامش و ثبات کشور و کمک برای رفع مشکلات است، بیان مشکلات و دم زدن از بی کفایتی فلان و بهمان راه حل مشکلات نیست .

در شرایطی که برخی (مسئول و غیر مسئول) دنبال حاشیه سازی برای دولت، در یکسال باقی مانده تا انتخابات هستند، این وظیفه ماست که آرامش را برگردانیم و حتی در مقابل کسانی که به ایجاد استرس دامن می زنند بایستیم.

 

-------------------------------------------------------

پ.ن : فکر می کنم تکراری باشد این مساله که " نقد جایگاه خودش را دارد، جایی باید نقد کنیم که تاثیر گذار باشد و  فایده داشته باشد" و این یعنی چشم نبستن بر روی ضعف ها و در عین حال ملتهب نکردن شرایط.

همین یکی- دو هفته پیش بود که دکتر توکلی(نماینده مردم تهران) در دانشگاه حاضر شد و هر چقدر دلش خواست علیه دولت حرف زد و من نمی دانم استدلال ایشان چیست؟ اینکه در بین جماعت دانشجو به بیان مشکلاتی پرداخت که ما هم از آن با خبر بودیم و همه اش را تقصیر دولت انداخت چه حسنی داشت؟ ارائه راهکار را هم می تواند در جلسه با مسئولین داشته باشد!

پ.ن2: نامه نگاری رئیس قوه مجریه و قوه قضا شاید بدترین اتفاق این ایام در فضای سیاسی کشور بود، و من معتقدم از اصل ماجرای نامه نگاری که بگذریم با رئیس جمهور بد برخورد کردند.

تعیین اولویت برای رئیس جمهور توسط دادستان یعنی........ بماند!

پ.ن3: علیکم بالصبر!

ما پیرو ولایتیم و چشمانمان به رهبر، خط را او مشخص می کند، بنظرم لازم باشد مروری داشته باشیم بر صحبت های ایشان در جلسه با هیئت دولت + قطعا ما بیشتر از ایشان به مشکلات وقوف نداریم!!

راستی این هم حکم شرعی اش:

در شرایطی زندگی می کنیم که ایجاد تنش در جامعه حرام است.

پ.ن4: "سبک زندگی"، دغدغه ای که مدتهاست دنبالش بودیم (همان دغدغه دخترانه)، امیدوارم با صحبت های اخیر حضرت آقا، راه برای طی کردن این مسیر هموار تر شود.

 

حالم چو دلیریست که از بخت بد خویش

در لشکر دشمن پسری داشته باشد...

سردرگمی ام داد گره در گره اندوه

 خوشبخت کلافی که سری داشته باشد

 

عید گذشته و آینده مبارک

(دوستان سید! التماس دعا)