یک عدد موش بسیجی!
فرض کنید در یک جلسه نشسته اید و مشغول صحبت هستید، ناگهان موجودی تند و سریع از جلو چشمان شما رد می شود، چه عکس العملی خواهید داشت؟
چند روز پیش جلسه ای داشتیم در ساختمان تشکل های دانشگاه ، بنده داشتم صحبت می کردم که ناگهان همان اتفاق مذکور رخ داد!! یک حیوان ریز، با دم باریک و دراز ، با سرعت فراوان از یک سمت اتاق به سمت دیگر دوید!
آمدم به روی خودم نیاورم و با همه شگفت زدگی ، عکس العملی نشان ندهم که بغل دستی ام با لحن سوزناکی گفت " موش"!

تنها چیزی که ان لحظه آرزو می کردم، خنده با صدای بلند بود! به اطراف نگاه کردم؛ همه بصورت جدی منتظر ادامه صحبت ها بودند! در حالتی که اصلا خودم هم نفهمیدم چه گفتم، مطالب را بصورت فشرده بیان کردم...
جلسه ادامه داشت که ناگهان دوباره سروکله موش نامبرده! پیدا شد.
ابن بار انگار به سمت من خیز برداشته بود؛ اما نمی دانم چرا منصرف شد (خدا را شکر).
واقعا از اینکه نمی توانستم احساساتم (همان خنده شدید) را بروز بدهم ،در حال انفجار بودم، تا اینکه یکی از افراد حاضر در جلسه، قضیه را طبیعی کرد و با صراحت هر چه تمام تر گفت" این هم مهمان همیشگی حوزه بسیج دانشجویی"!
--------------------------------------------------
پ.ن 1: کنترل خنده در آن شرایط انصافا برایم سخت بود...
پ. ن 2: نمی دانم چرا هیچکس نترسید؟!
پ.ن 3: از سوابق جناب موش که جویا شدیم، کاشف به عمل آمد ایشان از قدیمی های حوزه بسیج دانشجویی هستند و ظاهرا بیشتر شب ها ، خودش را نشان می دهد. بنظرم تا بحال باید کارت فعالی اش صادر شده باشد:دی
پ.ن 4: گویا ایشان بین اتاق خواهران و برادران در تردد هستند، از این به بعد باید به دوستان(خواهران) بسپاریم مواظب باشند؛" دیوار موش دارد"
پ.ن ۵: آنگونه که شواهد نشان می دهد دوستان زندگی مسالمت آمیز با این موجود را پذیرفته اند که کاری برای اخراجش نمی کنند!
پ.ن ۶: فکر می کردم دخترها از "موش" می ترسند، اما برای بعضی که تعریف کردم ، جز خنده عکس العملی نشان ندادند!
پ.ن ۷: کمی مشغول درس شده ایم " کمتر از 3 ماه به ارشد مانده، خدا!"
.