سِرّ ني در نينوا می ماند اگر زينب نبود ...
امامانی که بخاطر داشتن مجموعه فضایل معنوی و اجتماعی و انسانی می بایست به عنوان «یک الگوی بزرگ برای انسان بودن» مطرح شوند،تبدیل شده اند به موجوداتی ذهنی، خیلی بالاتر از انسان و کمی پایینتر از خدا... که باید دوستشان داشت و بر زخمهای بدنشان گریه کرد و خلاصه به آنها فقط محبت ورزید و به پاداش این محبت چشمداشت نجات در دنیا و آخرت داشت!....
1. در دانشکده مراسم عزاداری برپاست؛ آقای واعظ موسوی در مورد انحرافات مداحی ها می گوید .مثال می زند: مادر حضرت علی اکبر در حادثه کربلا یا زنده نبود و یا اگر بود ،قطعا در مدینه بود نه کربلا. اینکه می گویند امام حسین موقع به میدان رفتن علی اکبر از او خواست موهایش را پریشان کند و برای سلامتی اش دعا کند ، صحیح نیست.
در ادامه برنامه مداحی شروع می شود؛ روضه علی اکبر است. مداح می گوید: علی اکبر میخواهد به میدان برود، امام حسین از لیلا می خواهد برای اینکه پسرش سالم از میدان برگردد دعا کند!!!!
2. ادب در مداحی هم خوب چیزی است؛ می خواهند به هر روشی از مردم اشک بگیرند .دارد روضه می خواند ، می خواهد وضعیت اهالی خیام امام حسین را شرح دهد ، در حین حرف هایش می گوید "یک مشت زن و بچه"!
3. یکی از اساتیدم حرف زیبایی زد؛ در جریان کربلا آنفدر حوادث سخت و غمبار هست که اگر کمی مطالعه کنیم نیازی به آسمان ،ریسمان بافتن پیدا نمی کنیم؛کاش کمی عاشورا و کربلا را برایمان همانطور به تصویر بکشند که بوده است.
4. خدا نکند در حین مراسم متوجه اشتباهات لفظی و محتوایی مداح یا سخنران بشوی ؛ تا اخر مجلس ذهنت درگیر می شود .مثل جاییکه مداح چند بار گَرد و غبار را گِرد و غبار بخواند! به اضافه چند مورد دیگر!
5. آنقدر از چشم و ابرو برایت می خوانند که .... امیدوارم بودنمان در این نوع مراسم ها باعث گرم شدن بازارشان و کمک ناخواسته به تضعیف دین نشود.
-------------------------------------------
پ.ن1: عاشورا تمام شد اما من معتقدم غم و غصه و درد، تازه از غروب عاشورا شروع می شود؛ بعد از اتمام حجت امام همه تایید می کنند که او نواده پیامبر است،اما بعد.... خانواده او را به عنوان اسیر خارجی... عاشورا به بعد برای ماست...همنوا با زینب ...
پ.ن1: به غروب دیروز که فکر می کنم و خودم را جای آن بانو می گذارم.... یک زن؛ اجساد شهدا...تازیانه ها...دختر بچه ها....گوشواره.... چادر خاکی ....پای پرآبله....چادرهای سوخته....غارت ... نگاه نامحرمان... اسیری .... فقط زمزمه می کنم ؛سلام علی قلب الزینب الصبور...
جز زینب نمی توانست این همه را با تمام وجودش لمس کند و آن گاه "ما رایت الا جمیلا" بگوید ؛
خدایا ! شرح صدری زینب گونه عطا کن.
پ.ن 2: این روزها اگر خواستید آب بنوشید ....بنوشید اما به یاد حسین... التماس دعا
.