دیگر این خانه مرا تنگ بود...

زندگی بی شهدا ننگ بود...

بالاخره شد انچه که باید و امشب ان شالله راهی دیار نور هستیم.

چه زیبا گفت شهید اوینی که « مکه برای شما، فکه برای من...»

خدایا! "فکه" برای من...

----------------------------------

پ.ن 1: حلال کنید.

پ.ن2: خیلی از دوستان در دنیای مجازی همراه این سفر هستند، ان شالله با دست پر برگردیم.

پ.ن3: در این مدت با تمام وجود درک کردم که تا نخواهند، راهی نمی شوی...

پ.ن4: دست و دلم می لرزد، نمی دانم چرا؟ بار اول نیست که به انجا می روم ، اما ...

پ.ن5: راستی امروز کلاس ها جالب سپری شد! در یکی از کلاس ها به وسعت هر چه تمام تر و با صراحت هر چه بیشتر از سیاست صحبت شد!! بحث از مسایل مستحدثه بود و رویت هلال ماه و اختلاف نظراتی که مراجع دارند.

استاد تیکه ای انداخت که " شما اصلا فکر می کنید؟؟! "

یکی از طرفداران (البته به قول خودشان بی طرف) جنبش سبز گفت اینها که ارزش فکر کردن ندارد! (از انهایی بود که رشته حقوق بهانه امدنش به رشته فقه بود) مسایل مهمتر هست! استاد با زرنگی و بگونه ای که خودش شروع کننده بحث نباشد پرسید : چه چیزهایی در جامعه ما ارزش فکر کردن دارد؟ او گفت: اینکه چرا اینقدر دروغ می گوییم و ...

خلاصه بحث را کشاندند به سیاست و اینکه جنبش سبزی که شکل گرفت حرکتی بود از سوی عده ای در اعتراض به وضع موجود ، اما وقتی پرسیدم مگر وضع موجود را چه کسانی ایجاد کردند؟ مگر همانهایی که الان رهبری این حرکت را به عهده دارند، خود مسئول این وضع نیستند؟ اینها بیشتر از احمدینژاد کشور داری کردند و الان هم حق ندارند بخاطر پشیمانیشان از گذشته از مردم انتقام بگیرند، اگر دروغ هست ، اگر آزادی نیست و اگر... مقصر آیا احمدینژاد است؟اینها که یک روزه سر در نیاورده اند.استاد و آن دانشجو سکوت کردند و بعد مثل همیشه سیاه نمایی کردند! و از نبود آزادی بیان گفتند و... !!! جالب است که حرفشان را می زنند و بعد می گویند آزادی نداریم!

کلاس بعدی هم استاد یک فتوا از ابن جنید( استاد شیخ مفید) بیان کرد که مشخص بود ذهن ها کمی هنگ کرده! گفت ابن جنید فتوا داده است خانم ها اگر در جایی نماز می خوانند که نامحرم نیست ، لازم نیست حجاب داشته باشند!!

پ.ن 6: حاشیه از اصل فزونی گرفت.

التماس دعا

یا علی