بسم الله

-         حیفه، درست رو بخون تا به یک جایی برسی.

-         یک جایی، یعنی چی؟

-         بری سر کار و دستت تو جیب خودت باشه.

-         اما من که برای کار درس نمی خونم.

-         خب تو دیوونه ای! یکی از آشناهای ما ، هم رشته ای تو بود، الان دفتر اسناد زده ، شوهرش اول موافق نبود کار کنه ، اما الان راضی شده.

-         کجا دفتر زده؟همین اطراف؟

-         نه، قوچان.

-         قوچان؟؟؟چطوری؟ هر روز می ره و میاد؟ بچه نداره؟

-         آره،قوچان. مگه چیه؟ خودش کلی راضیه ، دو تا بچه داره ، صبح ساعت 6 راه میفته ، بعد از ظهر هم میاد.

-         !!!؟؟؟؟ بچه هاش چی؟

-         شوهرش صبح ها می برشون مهد کودک و بعدش هم خونه مامانش.

-         {سکوت}............

-         چت شد؟ عوضش آینده خوبی داره.

-         {باز هم سکوت}........

----------------------------------

1. برای هر کس که از درس  صحبت می کنی ،اول می پرسد بعدش میخواهی چه کاره شوی!!!

اگر درس بخوانی و سر کار نروی در نظر بسیاری انگار عمرت را بیهوده تلف کرده ای، بهره برداری از درس مساوی با کار است؛ حالا می خواهد منشی فلان دفتر شوی یا رییس فلان اداره!(تناسب شغل و رشته مهم نیست، تناسب شان تو و آن شغل هم مهم نیست! مهم این است که تو بعد از لیسانس یا فوق لیسانس ،شاغل باشی).

2. یک سوال؛ چه چیز باعث شده جای نقش ها عوض شود؟ زن ها بیرون از منزل کار کنند و مردها بچه داری و خانه داری؟؟(یکی از اقوام به شوخی گفت وظیفه مردهای امروزی بچه داری و خانه داری است:دی) مقصر زنها هستند یا مردها؟ یا هر دو؟

3. نظام آموزش عالی ما مشکل دارد که قائل به محدودیت جنسی در رشته ها نیست( قبول دارم که این یک تفکر ضد فمینیستی است؛ البته خودم هم یک آنتی فمینیست هستم!) معمار، زن؟ مهندس عمران ، زن؟ راننده اتوبوس ، زن؟(حتما دیده اید)

نتیجه چه می شود؟ مردها بیکار، زنان شاغل، توقعات ناهمخوان ، سن ازدواج بالا و...

تازه اینکه زنان جای مردان را در مشاغل مربوط به انها گرفته اند یک نتیجه دیگر هم دارد؛ مرد شدن زنان!

معمار بودن و راننده ماشین های سنگین بودن و... نیازمند داشتن روحیات سخت و مردانه است ؛ کم کم زن خودش را با کارش همسو می کند و بجای اینکه مادری باشد با همه ظرافت ها و لطافت های مادرانه و همسری باشد با همه ویژگی های لازم، می شود آنچه نباید.

-------------------

پ.ن1:مطالبی که نوشته شد به معنای نفی مطلق کار زن در بیرون از منزل نیست؛ بسیاری از مواقع خانواده ای بد سرپرست است، یا درآمد مرد کفاف زندگی را نمی کند، یا مشاغلی هست که باید زنان در انجا مشغول باشند و یا فارغ از اینها، شاغل بودن زن در انجام اولویت اصلی ،خللی وارد نمی کند، در این موارد حرفی نیست.(اسم این تفکر هر چه می خواهد باشد؛ تحجر ، خشک مقدس بودن و... اما بنا بر انچه من یاد گرفتم، در اسلام و بنا بر طبیعت زن ،کاری که برای او اولویت دارد مدیریت داخلی خانواده است)

پ.ن 2: حضور زن در عرصه فعالیتهای اجتماعی مساوی با شاغل بودن او نیست؛ پس اگر مثلا آقا می فرمایند زنان در عرصه فعالیتهای اجتماعی حضور داشته باشند معنایش این نیست که حتما شاغل باشند (البته مطمئنا همین حضور هم اول منوط به انجام دادن اولویت اصلی است)

پ.ن 3:در راه رفتن به دیار نور و در قطار ، بحثی شکل گرفت پیرامون شغل زنان و... یکی حرف قشنگی زد؛ اگر از خانمی بپرسی دوست داری مخترع یکی از بهترین ماشین ها باشی؟ یحتمل جواب می دهد بله. در حالیکه نمی داند ارزش یک انسانی که او به خوبی تربیت کند بالاتر از ان ماشین است.

پ.ن 4: انجام اولویت اصلی توسط زنان، مستلزم گوشه نشینی و عقب ماندن آنها از زمانه و حوادث آن نیست.

بعد التحریر:

نمی دانم باید چه گفت؟ گویا مرزهای جغرافیایی برای ما ملاکند... مهم این نیست که دارد چه بلایی بر سر مسلمانان می آید ،مهم این است که ایرانیان عید نوروزشان فرا رسیده؛ بالاخره مسئولان هم باید جشنی بگیرند و هدایایی رد و بدل کنند، صدا و سیما هم که دستش درد نکند، حسابی عید را به کاممان شیرین می کند، خودمان هم که کلا غمی نداریم؛ عید است و دید و بازدیدهای آن، مگر مرض داریم از کشت و کشتار بشنویم و شیرینی نوروز را به کاممان تلخ کنیم...

همه دست به دست هم داده اند تا ما مثل کبک سرمان را زیر برف کنیم و انگار نه انگار؛

آقا! ما همان قوم موسی هستیم که به او گفتند تو وخدایت بروید و بجنگید! لطفا زودتر بیایید و این بنده های خدا را از مصیبت نجات بدهید!

التماس دعا